آمار جعلی و تحلیل غلط سایت آینده
رای تحت الشعاع قرار دادن طرح هدفمند کردن یارانهها
با آغاز اجرایی شدن طرح هدفمند کردن یارانه ها، کشور در شرایط ویژه ای قرار گرفته است که عبور از آن نیازمند تدبیر و دقت نظر همه جانبه مردم و مسئولین ذی ربط می باشد.
یکی از ملاحظات اجرای این طرح، آن است که این اقدام میتواند بستری برای سوء استفاده جریان ضدانقلاب و فتنه گران قرار گیرد، لذا باید تدابیری اندیشید که این جریانها نتوانند آرامش روانی جامعه را دچار اختلال نموده و با دروغ و جعل خبر التهاب و اضطراب را به جامعه القاء نمایند.
البته فتنه گران و ضدانقلاب بیکار ننشسته و بلافاصله فعالیت تخریبی خود را آغاز کرده اند. یکی از این سایتهای فتنه گر که در حوادث پس از انتخابات سال گذشته نقش فعالی داشته و امروز نیز با کلید خوردن اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها، یکی از میدان داران شایعه پراکنی و التهای آفرینی است، سایت "آینده" میباشد. سایتی که از حمایتهای مالی مهدی هاشمی بی بهره نیست!
یکی از اقداماتی که توسط جریان رسانهای فتنه از جمله سایت آینده در حال پیگیری است، ارائه آمار دروغ و در نتیجه تحلیل غلط از ابعاد مختلف اجرای طرح هدفمندی یارانههاست. به عنوان نمونه این سایت با درج مقالهای با عنوان "آقای دکتر، واقعا با این پول یارانهای مازاد چه کار کنیم؟!" تلاش دارد تا اینگونه القاء نماید که ادعای رئیس جمهور مبنی بر اینکه این طرح بر دهکهای پائین جامعه فشار اقتصادی وارد نمیکند دروغ است.
وی برای اثبات ادعای خود به آمار و ارقامی ساختگی و شیوه محاسبه غلطی تمسک جسته که به مواردی از آن اشاره میشود.
1- یکی از مسایل مورد توجه در این یادداشت محور قرار دادن مصرف سرانه کشور است. یادداشت نویس مدعی میشود: « مجموع مصرف سرانه بنزین هر ایرانی کمتر از یک لیتر در روز است و قیمت بنزین نیز در هر لیتر 300 تومان افزایش دارد. بنابراین هر ایرانی در روز به طور متوسط باید حدودا 530 تومان بابت افزایش قیمت بنزین و گازوئیل بپردازد و ماهیانه حدود 16هزار تومان از یارانه 44 هزار تومانی مصرف می شود . »
این در حالی است که استفاده از آمار مصرف سرانه در این حوزه نمیتواند روشنگر ابعاد هزینه های وارد ناشی از حذف یارانه های بنزین به اقشار مختلف جامعه باشد. آنچه میتواند روشنگر وضعیت صحیح باشد مصرف سرانه دهکهای مختلف است نه مصراف سرانه کل. چرا که اغلب دهکهای پایین جامعه از خودرو شخصی برخوردار نبوده و در صورت داشتن ماشین نیز اغلب ترجیح می دهند از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنند و بلعکس دهکهای بالاتر هم بر تعداد ماشینهایشان افزوده میشود و هم اینکه اغلب از وسایل عمومی استاده نمی کنند.
استفاده آگاهانه از آمار مصرف سرانه تنها با این هدف در این مقاله بکار گرفته شده که نویسنده قصد دارد به هر نحو که شده مبلغ اعطا شده دولت را کمتر از میزان افزایش قیمتها نشان دهد و بدین شکل به ارائه تحلیلی و محاسبه ای دروغ متمسک می شود.
2- نویسنده در جایی دیگر از این یادداشت آورده است: «در افزایش قیمت برق و گاز نیز اگر قبض گاز خانواده 4 نفرهای هم اکنون 14 هزار تومان است، این قبض به حدود 70 هزار تومان افزایش مییابد.»
این اطلاعات نیز کامل غلط بوده و به قصد اثبات ادعای دروغین نویسنده ارائه شده است. کافی است به آخرین قبض گاز توزیع شده در شهر تهران(29/6/89 الی 5/8/89) مراجعه کنید. به عنوان نمونه مصرف گاز یک خانواده 4 نفره در جنوب تهران در آپارتمانی به مساحت 65 متر مربع، 48 مترمکعب بوده و مبلغ قابل پرداخت آن 11000 ریال می باشد.
این مبلغ در ماههای سرد حداکثر به 3 تا 5 هزار تومان می رسد. چگونه است که نویسنده مذکور به دروغ این مبلغ را 14 هزار تومان اعلام میدارد؟!
نمونه های فراوان دیگری از این قبیل محاسبات غلط و آمار جعلی را می توان در یادداشتها و مقالات ژورنالیستی که در همین دو سه روزه اجرای طرح مشاهده نمود که متاسفانه بدون هیچ حساب و کتابی مشخص در سایتها و وبلاگهای مختلف انتشار مییابد و اذهان منتظر ملت را نسبت به آینده پیش روی مضطرب و ملتهب میکند.
ملاحظات:
در برابر این جو رسانه ای جریان فتنه که قصد دارد با ایجاد ناآرامی فکری زمینه را برای آشوبهای اجتماعی فراهم کند توجه به چند نکته ضروری است:
1- اجرای این طرح مانند اجرای هر طرح و برنامه ای دیگر ممکن است با خطاها و اشتباهاتی همراه باشد که منتقدان دلسوز و کارشناسان و خبرگان متعهد باید بلافاصله برای رفع آن نواقص اقدام نموده و نظرات کارشناسی خود را به اطلاع مسدولین برسانند. اما این اقدام تفاوت دارد با جریانی که با نگاه تخریب تلاش دارد تا این فرصت بزرگ جمهوری اسلامی برای توسعه و پیشرفت را به تهدیدی برای تضعیف آن تبدیل نماید. تفاوت این دو را در نگاه اول با انتخاب تیتر مطالب و ادبیات آن میتوان مشاهده نمود. ضمن آنکه این طرح بعد از عبور از مراحل مختلف قانونی اینک در مرحله اجراست و همه تلاشها باید معظوف به آن باشد که این طرح در مرحله اجرا با کمترین نقص و آسیب محقق گردد. ارائه نقدهایی که به کلیت اجرای این طرح وارد می گردد در ین مرحله دیگر محلی از اعراب ندارد.
2- بنظر می رسد اول اقدام دولت در این مقطع حساس برخورد قاطع با چنین سایتهایی است که سعی در ایجاد التهاب ر جامعه هستند. ضروری است با برخورد قاطع قانونی با این سایتها از هرگونه نشر اکاذیب و تحلیلهای نادرست جلوگیری شود و در صورت نیاز با توقیف و فیلترینگ اینگونه سایتها اجازه ندهیم تا اذهان عمومی مشوش گردد. چرا که حتی پاسخهای مستدل نیز گاه نمیتواند آثار سوء ابتدایی خواندن یا شنیدن چنین تحلیلهایی را بطور کامل پاک نماید.
3- اقدام دیگر پاسخگویی سریع و قابل فهم برای عموم جامعه است. بنظر میرسد رسانههای عمومی و سایتها و مطبوعات اصولگرا در یک آماده باش همگانی نباید اجازه دهند، آمار و ارقامی ساختگی یا خبری دروغ و تحریه شده و تحلیلی غیرکارشناسی و مغرضانه بیجواب بماند. فرماندهان و افسران جوان جنگ نرم و عرصه میدان سایبری در این ایام تمام قد باید در صف مقابله با این جریانها ایستاده و هوشیار باشند.
4- رسانه ملی بطور ویژه در این زمینه وظیفه دارد و باید تلاش کند تا با شناساندن پشت پرده این جریان رسانه ای، افکار عمومی را نسبت به نوشته ها و تحلیلهای مشابه مصون سازد.
نوشته شده توسط :مهدی سعیدی::نظرات دیگران [ نظر]